رویا
وزگاری برای شنیدن صدایم نیازی به حرکت لبهایم نبود .
امروز...
زانو زده ام بر روی خاک
یک دستم را ستون کرده ام
با دست دیگر مشت میکوبم بر زمین
فریاد میزنم ...
پهنای صورتم خیس است
هنوز نمیشنوی...
امروز...
زانو زده ام بر روی خاک
یک دستم را ستون کرده ام
با دست دیگر مشت میکوبم بر زمین
فریاد میزنم ...
پهنای صورتم خیس است
هنوز نمیشنوی...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۹ ساعت 20:39 توسط اتریسا
|